separator

لوح هفت پرسش – حضرت بهاءالله - مجموعه الواح مبارکه، چاپ مصر، صفحه ٢٤٠

﴿ بنام گوينده دانا ﴾

ستايش پاک يزدان را سزاوار که از روشنی آفتاب بخشش جهانرا روشن نمود * از با بحر أعظم هويدا * و از ها هويّه بحته * اوست توانائيکه توانائی مردم روزگار او را از خواست خود باز ندارد * و لشگرهای پادشاهان از گفتارش منع ننمايد * نامه‌ات رسيد ديديم * و ندايترا شنيديم * در نامه لآلئ محبّت مکنون و اسرار مودّت مخزون * از داور بيهمال ميطلبيم ترا تأييد فرمايد بر نصرت امرش * و توفيق بخشد تا تشنگان دشت نادانی را به آب زندگانی برسانی * اوست بر هر امری قادر و توانا * آنچه از دريای دانائی و خورشيد بينائی سؤال نمودی باجابت مقرون *

﴿ پرسش نخستين ﴾ نخست پرستش يکتای يزدانرا بچه زبان و رو بکدام سو بنمائيم شايسته است * آغاز گفتار پرستش پروردگار است * و اين پس از شناسائيست * چشم پاک بايد تابشناسد * و زبان پاک بايد تا بستايد * امروز روهای اهل دانش و بينش سوی اوست * بلکه سويها را جمله رو بر سوی او * شير مرد از خداوند ميخواهيم مرد ميدان باشی * و بتوانائی يزدان بر خيزی و بگوئی * ای دستوران گوش از برای شنيدن راز بی نياز آمده و چشم از برای ديدار چرا گريزانيد * دوست يکتا پديدار * ميگويد آنچه را که رستگاری در آنست * ای دستوران اگر بوی گلزار دانائی را بيابيد جز او نخواهيد * و دانای يکتا را در جامه تازه بشناسيد * و از گيتی و گيتی خواهان چشم برداريد و بياری بر خيزيد *

﴿ پرسش دوم ﴾ در کيش و آيين بوده * امروز کيش يزدان پديدار * جهاندار آمد و راه نمود * کيشش نيکوکاری * و آيينش بردباری * اين کيش زنده‌گی پاينده بخشد * و اين آيين مردمانرا بجهان بی نيازی رساند * اين کيش و آيين دارای کيشها و آيينهاست * بگيريد و بداريد *

﴿ پرسش سوّم ﴾ با مردم روزگار که جدا جدا کيشی گرفته‌اند و هر يک کيش و آيين خويشرا پيشتر و بهتر از ديگری دانند چگونه رفتار نمائيم که از دست و زبان ايشان در رنج و آزار نباشيم * ای شيرِ مردمان رنجرا در راه حضرت يزدان راحت دان * هر دردی در راه او درمانيست بزرگ * و هر تلخی شيرين * و هر پستی بلند * اگر مردمان بيابند و بدانند جان رايگان در راه اين رنج دهند اين رنج مفتاح گنج است اگر در ظاهر منکر است در باطن پسنديده بوده و هست * گفتار ترا پذيرفتيم * و تصديق نموديم چه که مردمان روزگار از روشنائی آفتاب داد محرومند * داد را دشمن ميدارند * اگر بی رنجی طلبی اين بيان که از قلم رحمن جاری شده قراءت نما * إلهی إلهی أشهد بفردانيّتک و وحدانيّتک أسألک يا مالک الأسماء و فاطرَ السّماء بنفوذ کلمتک العليا و إقتدار قلمک الأعلی أنْ تنصرَنی برايات قدرتک و قوّتک و تحفظَنی من شرّ أعدائک الّذين نقضوا عهدَک و ميثاقَک إنّک أنت المقتدر القدير * اين ذکر حصنی است متين و لشگريست مبين حفظ نمايد و نجات بخشد *

﴿ پرسش چهارم ﴾ در نامهای ما مژده داده‌اند شاه بهرام با نشانهای زياد از برای رهنمائی مردمان ميآيد الی آخر بيانه * ای دوست آنچه در نامها مژده داده‌اند ظاهر و هويدا گشت * نشانها از هر شطری نمودار * امروز يزدان ندا مينمايد و کلّ را بمينوی اعظم بشارت ميدهد * گيتی بانوار ظهورش منوّر و لکن چشم کم ياب * از يکتا خداوند بيمانند بخواه بندگان خود را بينائی بخشد * بينائی سبب دانائی و علت نجات بوده و هست * دانائی خرد از بينائی بصر است * اگر مردمان بچشم خود بنگرند امروز جهانرا بروشنائی تازه روشن بينند * بگو خورشيد دانائی هويدا * و آفتاب بينش پديدار * بختيار آنکه رسيد و ديد و شناخت *

﴿ پرسش پنجم ﴾ از پل صراط و بهشت و دوزخ بوده * پيمبران براستی آمده‌اند و راست گفته‌اند آنچه را پيک يزدان خبر داده پديدار شده و ميشود * عالم بمجازات و مکافات برپا * بهشت و دوزخ را خرد و دانائی تصديق نموده و مينمايد چه که وجود اين دو از برای آن دو لازم * در مقام أوّل و رتبه أولی بهشت رضای حقّ است * هر نفسی برضای او فائز شد او از اهل جنّت عليا مذ کور و محسوب * و بعد از عروج روح فائز ميشود بآنچه که آمه و خامه از ذ کر ش عاجز است * صراط و ميزان و همچنين جنّت و نار و آنچه در کتب الهی مذ کور و مسطور است نزد اصحاب بصر و مردمان منظر اکبر معلوم و مشهود است * حين ظهور و بروز انوار خورشيد معانی کل در يکمقام واقف و حقّ نطق ميفرمايد بآنچه اراده ميفرمايد * هريک ازمردمان که بشنيدن آن فائز شد و قبول نمود او از اهل جنّت مذکور * و همچنين از صراط وميزان و آنچه در روز رستخيز ذکر نموده‌اند گذشته و رسيده * و يوم ظهور يوم رستخيز اکبراست * اميد هست که آنجناب از رحيق وحی الهی و سلسبيل عنايت ربّانی بمقام مکاشفه و شهود فائز شوند و آنچه ذ کر نموده‌اند ظاهرا و باطنا مشاهده نمايند *

﴿ پرسش ششم ﴾ پس از هشتن تن که روان از تن جدا شده بآن سرا شتابد الی آخر * در اينمقام چندی قبل از خامه دانش ظاهر شد آنچه که بينايان را کفايت نمايد و اهل دانش را فرح اکبر بخشد * براستی ميگوئيم روان از کردار پسنديده خوشنود ميشود * و داد و دهش در راه خدا باو ميرسد*

﴿ پرسش هفتم ﴾ از نام و نژاد و نياکان پاک نهاد بوده * ابوالفضل گلپايگانی عليه بهائی در اين باب از نامهای آسمانی نوشته آنچه که آگاهی بخشد و بر بينائی بيفزايد آيين يزدان با قوّت و نيرو بوده و هست زود است آنچه از زبان گفته شد در ظاهر ديده شود * از خداوند ميخواهيم ترا بر ياری نيرو بخشد * اوست دانا و توانا * اگر آنجناب سوره رئيس و سور ملوک را بيابد و بخواند از آنچه سؤال نموده بی نياز گردد و بخدمت امر الهی قيام نمايد قياميکه ظلم عالم و قوّت امم او را از نصرت مالک قدم منع نکند از حقّ ميطلبيم شما را تأييد فرمايد بر آنچه سبب بلندی و بقای نام است * جهد نمائيد شايد بسور مذ کوره هم برسيد و از لآلئ حکمت و بيان که از خزينه قلم رحمن ظاهر شده قسمت بريد و نصيب برداريد * البهاء عليک و علی کلّ ثابت مستقيم و راسخ امين *

OV