separator

لوح دنيا – حضرت بهاءالله – مجموعه اى از الواح جمال اقدس ابهى، صفحه ٤٦ – ٥٦

﴿ بسمى النّاطق فى ملكوت البيان ﴾

حمد و ثنا سلطان مبين را لائق و سزاست که سجن متين را بحضور حضرت علی قبل اکبر و حضرت امين مزيّن فرمود و بانوار ايقان و استقامت و اطمينان مزيّن داشت عَلَيْهِمَا بَهَآءُ اللّهِ وَ بَهَآءُ مَنْ فِی السَّمَوَاتِ وَ الأَرَضِينَ

النُّورُ وَ البَهَآءُ وَ التَّکْبِيرُ وَ الثَّنَاءُ عَلَی أَيَادِی أَمْرِهِ الَّذِينَ بِهِمْ أَشْرَقَ نُورُ الاصْطِبَارِ وَ ثَبَتَ حُکْمُ الاخْتِيَارِ للّهِ المُقْتَدِرِ العَزِيزِ المُخْتَارِ وَ بِهِمْ مَاجَ بَحْرُ العَطَاءِ وَ هَاجَ عَرْفُ عِنَايَةِ اللّهِ مَوْلَی الوَرَی نَسْئَلُهُ تَعَالَی أَنْ يَحْفَظَهُمْ بِجُنُودِهِ وَ يَحْرُسَهُمْ بِسُلْطَانِهِ وَ يَنْصُرَهُمْ بِقُدْرَتِهِ الَّتِی غَلَبَتِ الأَشْيَاءَ المُلْکُ للّهِ فَاطِرِ السَّمَاءِ وَ مَالِکِ مَلَکُوتِ الأَسْمَاءِ

نبأ عظيم ميفرمايد ای اصحاب ايران شما مشارق رحمت و مطالع شفقت و محبّت بوده‌ايد و آفاق وجود بنور خرد و دانش شما منوّر و مزيّن بوده آيا چه شد که بدست خود بر هلاکت خود و دوستان خود قيام کرديد

يا أفنانی عليک بهائی و عنايتی خيمه امر الهی عظيم است جميع احزاب عالم را فرا گرفته و خواهد گرفت روز روز شماست و هزار لوح گواه شما بر نصرت امر قيام نمائيد و بجنود بيان بتسخير افئده و قلوب اهل عالم مشغول شويد بايد از شما ظاهر شود آنچه که سبب آسايش و راحت بيچارگان روزگار است کمر همّت را محکم نمائيد شايد بندگان از اسيری فارغ شوند و به آزادی رسند امروز ناله عدل بلند و حنين انصاف مرتفع دود تيره ستم عالم و امم را احاطه نموده از حرکت قلم اعلی روح جديد معانی به امر آمر حقيقی در اجساد الفاظ دميده شد و آثارش در جميع اشيای عالم ظاهر و هويدا اينست بشارت اعظم که از قلم مظلوم جاری شده بگو ای دوستان ترس از برای چه و بيم از که گلپارهای عالم به اندک رطوبتی متلاشی شده و ميشوند نفس اجتماع سبب تفريق نفوس موهومه است نزاع و جدال شأن درّنده‌های ارض . بياری باری شمشيرهای برنده حزب بابی بگفتار نيک و کردار پسنديده بغلاف راجع لا زال اخيار بگفتار حدائق وجود را تصرّف نمودندبگو ای دوستان حکمت را از دست مدهيد نصايح قلم اعلی را بگوش هوش بشنويد عموم اهل عالم بايد از ضرّ دست و زبان شما آسوده باشند در کتاب اقدس در ذکر ارض طا نازل شده آنچه که سبب انتباه عالميانست ظالمهای عالم حقوق امم را غصب نموده‌اند و بتمام قدرت و قوّت بمشتهيات نفوس خود مشغول بوده و هستند از ظالم ارض يا ظاهر شد آنچه که عيون ملأ اعلی خون گريست

يَا أَيُّهَا الشَّارِبُ رَحِيقَ بَيَانِی وَ النَّاظِرُ إِلَی أُفُقِ ظُهُورِی آيا چه شده که اهل ايران مع اسبقيّتشان در علوم و فنون حال پست تر از جميع احزاب عالم مشاهده ميشوند يا قوم در اين يوم مبارک منير خود را از فيوضات فيّاض محروم منمائيد امروز از سحاب رحمت رحمانی امطار حکمت و بيان نازل طُوْبَی لِمَنْ أَنْصَفَ فِی الأَمْرِ وَ وَيْلٌ لِلْظَّالِمِينَ امروز هر آگاهی گواهی ميدهد بر اينکه بياناتی که از قلم مظلوم نازل شده سبب اعظم است از برای ارتفاع عالم و ارتقاء امم بگو ای قوم بقوّت ملکوتی بر نصرت خود قيام نمائيد که شايد ارض از اصنام ظنون و اوهام که فی الحقيقه سبب و علّت خسارت و ذلّت عباد بيچاره‌اند پاک و طاهر گردد اين اصنام هائلند و خلق را از علوّ و صعود مانع اميد آنکه يد اقتدار مدد فرمايد و ناس را از ذلّت کبری برهاند در يکی از الواح نازل يا حزب اللّه بخود مشغول نباشيد در فکر اصلاح عالم و تهذيب امم باشيد اصلاح عالم از اعمال طيّبه طاهره و اخلاق راضيه مرضيّه بوده ناصر امر اعمالست و معينش اخلاق يا اهل بها بتقوی تمسّک نمائيد هذا ما حکم به المظلوم و اختاره المختار ای دوستان سزاوار آنکه در اين بهار جانفزا از باران نيسان يزدانی تازه و خرّم شويد خورشيد بزرگی پرتو افکنده و ابر بخشش سايه گسترده با بهره کسی که خود را بی بهره نساخت و دوست را در اين جامه بشناخت بگو اهريمنان در کمينگاهان ايستاده‌اند آگاه باشيد و بروشنائی نام بينا از تيرگيها خود را آزاد نمائيد عالم بين باشيد نه خود بين اهريمنان نفوسی هستند که حائل و مانعند مابين عباد و ارتفاع و ارتقاء مقاماتشان امروز بر کلّ لازم و واجب است تمسّک نمايند به آنچه که سبب سموّ و علوّ دولت عادله و ملّت است قلم اعلی در هر يک از آيات ابواب محبّت و اتّحاد باز نموده قُلْنَا وَ قَوْلُنَا الحَقُّ عَاشِرُوا مَعَ الأَدْيَانِ کُلِّهَا بِالرَّوْحِ وَ الرَّيْحَانِ از اين بيان آنچه سبب اجتناب و علّت اختلاف و تفريق بود از ميان برخاست و در ارتقاء وجود و ارتفاع نفوس نازل شده آنچه که باب اعظم است از برای تربيت اهل عالم آنچه از لسان و قلم ملل اولی از قبل ظاهر فی الحقيقه سلطان آن در اين ظهور اعظم از سماء مشيّت مالک قدم نازل از قبل فرموده‌اند حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الإِيْمَانِ و لسان عظمت در يوم ظهور فرموده لَيْسَ الفَخْرُ لِمَنْ يُحِبُّ الوَطَنَ بَلْ لِمَنْ يُحْبُّ العَالَمَ به اين کلمات عاليات طيور افئده را پرواز جديد آموخت و تحديد و تقليد را از کتاب محو نمود اين مظلوم حزب اللّه را از فساد و نزاع منع فرمود و به اعمال طيّبه و اخلاق مرضيّه روحانيّه دعوت نمود امروز جنودی که ناصر امرند اعمال و اخلاق است طُوْبَی لِمَنْ تَمَسَّکَ بِهُمَا وَ وَيْلٌ لِلْمُعْرِضِينَ

يا حزب اللّه شما را بادب وصيّت مينمايم و اوست در مقام اوّل سيّد اخلاق طوبی از برای نفسی که بنور ادب منوّر و بطراز راستی مزيّن گشت دارای ادب دارای مقام بزرگست اميد آنکه اين مظلوم و کلّ به آن فائز و به آن متمسّک و به آن متشبّث و به آن ناظر باشيم اينست حکم محکم که از قلم اسم اعظم جاری و نازل گشته امروز روز ظهور لئالی استقامت است از معدن انسانی يا حزب العدل بايد بمثابه نور روشن باشيد و مانند نار سدره مشتعل اين نار محبّت احزاب مختلفه را در يک بساط جمع نمايد و نار بغضا سبب و علّت تفريق و جدالست نسئل اللّه ان يحفظ عباده من شرّ أعدائه إنّه علی کلّ شیء قدير الحمد للّه حق جلّ جلاله بمفتاح قلم اعلی ابواب افئده و قلوب را گشوده و هر آيه از آيات منزله بابيست مبين از برای ظهور اخلاق روحانيّه و اعمال مقدّسه اين ندا و اين ذکر مخصوص مملکتی و يا مدينه نبوده و نيست بايد اهل عالم طرّا به آنچه نازل شده و ظاهر گشته تمسّک نمايند تا به آزادی حقيقی فائز شوند گيتی بانوار نيّر ظهور منوّر چه که در سنه ستّين حضرت مبشّر روح ما سويَه فداه بروح جديد بشارت داد و در سنه ثمانين عالم بنور جديد و روح بديع فائز گشت حال اکثر اهل بلاد مستعدند از برای اصغاء کلمه عُلْيَا که بعث و حشر کلّ به آن منوط و معلّق است در صحيفه حمراء در سجن عکا نازل شد آنچه که سبب سموّ عباد و عمار بلاد است از جمله اين بيانات در آن از قلم مالک امکان نازل: اسّ اعظم که اداره خلق به آن مربوط و منوط آنکه

﴿ اوّل ﴾ بايد وزرای بيت عدل صلح اکبر را اجرا نمايند تا عالم از مصاريف باهظه فارغ و آزاد شود اين فقره لازم و واجب چه که محاربه و مجادله اسّ زحمت و مشقّت است

﴿ دوّم ﴾ بايد لغات منحصر بلغت واحده گردد و در مدارس عالم به آن تعليم دهند

﴿ سوّم ﴾ بايد باسبابی که سبب الفت و محبّت و اتّحاد است تشبّث جويند

﴿ چهارم ﴾ جميع رجال و نساء آنچه را که از اقتراف و زراعت و امور ديگر تحصيل نمايند جزئی از آن را از برای تربيت و تعليم اطفال نزد امينی وديعه گذارند و به اطّلاع امنای بيت عدل صرف تربيت ايشان شود

﴿ پنجم ﴾ توجّه کامل است در امر زراعت اين فقره اگر چه در پنجم ذکر شد و لکن فی الحقيقه دارای مقام اوّل است در ممالک خارجه اين فقره بسيار ترقّی نموده و امّا در ايران الی حين امرش معوّق است اميد آنکه پادشاه ايّده اللّه توجّهی به اين امر عظيم خطير فرمايد باری به آنچه در صحيفه حمراء از قلم اعلی نازل اگر تمسّک نمايند از قوانين عالم خود را فارغ مشاهده کنند مکرّر بعضی از اذکار از قلم اعلی جاری که شايد مشارق قدرت و مطالع عزّت الهی وقتی از اوقات مؤيّد شوند بر اجرای آن اگر طالب يافت شود آنچه از اراده مطلقه نافذه ظاهر گشته لوجه اللّه اظهار ميشود ولکن اين الطّالب واين السّائل و اين العادل واين المنصف

حال هر يوم نار ظلمی مشتعل و سيف اعتسافی مسلول سبحان اللّه بزرگان ايران و نجبای عظام به اخلاق سبعی فخر مينمايند حيرت اندر حيرت آمد زين قصص اين مظلوم در ليالی و ايّام بشکر و حمد مالک انام مشغول چه که مشاهده شد نصائح و مواعظ تأثير نموده و اخلاق و اطوار اين حزب بدرجه قبول فائز چه که ظاهر شد آنچه که سبب روشنی چشم عالم است و آن شفاعت دوستان از دشمنان نزد امرا بوده کردار نيک گواه راستی گفتار است اميد آنکه اخيار بروشنی کردار گيتی را روشن نمايند نَسْئَلُ اللّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنْ يُؤَيِّدَ الکُلَّ عَلَی الإِسْتِقَامَةِ عَلَی حُبِّهِ وَ أَمْرِهِ فِی أَيَّامِهِ إِنَّهُ وَلِيُّ المُخْلِصِينَ وَ العَامِلِينَ

يا حزب اللّه قلم اعلی عالمها ظاهر نموده و ابصار را روشنی حقيقی بخشيده ولکن اکثری از اهل ايران لا زال از بيانات نافعه و علوم و فنون مبارکه محروم بوده‌اند يوم قبل مخصوص از برای يکی از اولياء اين کلمه عليا از قلم اعلی نازل که شايد اهل اعراض باقبال فائز گردند و بغوامض مسائل اصول الهيّه پی برند و آگاه شوند معرضين و منکرين به چهار کلمه متمسّک اوّل: کلمه فَضَرْبُ الرِّقَابِ و ثانی: حرق کتب و ثالث: اجتناب از ملل اخری و رابع: فنای احزاب حال از فضل و اقتدار کلمه الهی اين چهار سدّ عظيم از ميان بر داشته شد و اين چهار امر مبين از لوح محو گشت و صفات سبعی را به صفات روحانی تبديل نمود جَلَّتْ إِرَادَتُهُ وَ جَلَّتْ قُدْرَتُهُ وَ عَظُمَ سُلْطَانُهُ حال از حق جلّ جلاله بطلبيد و ميطلبيم که حزب شيعه را هدايت فرمايد و از صفات نالايقه نجات بخشد از لسان هر يک از آن حزب در هر يوم لعنت‌ها مذکور و ملعون با عين حلقی از غذاهای يوميّه آن حزبست

إِلَهِی إِلَهِی تَسْمَعُ حَنِينَ بَهَائِکَ وَ صَرِيْخَهُ فِی اللَّيَالِی وَ الأَيَّامِ وَ تَعْلَمُ أَنَّهُ مَا أَرَادَ لِنَفْسِهِ أَمْرًا بَلْ أَرَادَ تَقْدِيْسَ نُفُوسِ عِبَادِکَ وَ نَجَاتَهِم عَنْ نَارِ الضَّغِيْنَةِ وَ البَغْضَاءِ الَّتِی أَحَاطَتْهُم فِی کُلِّ الأَحْيَانِ أَیْ رَبِّ قَدْ ارْتَفَعَتْ أَيَادِی المُقَرَّبِينَ إِلَی سَمَاءِ جُوْدِکَ وَ المُخْلِصِينَ إِلَی هَوَاءِ عَطَائِکَ أَسْئَلُکَ أَنْ لَا تُخَيِّبَهَا عَمَّا أَرَادُوا مِنْ بَحْرِ عَطَائِکَ وَ سَمَاءِ فَضْلِکَ وَ شَمْسِ جُوْدِکَ أَیْ رَبِّ أَيِّدْهُم عَلَی آدَابٍ تَرْتَفِعُ بِهَا مَقَامَاتُهُم بَينَ الأَحْزَابِ إِنَّکَ أَنْتَ المُقْتَدِرُ العَزِيزُ الوَهَّابُ

يا حزب اللّه بشنويد آنچه را که اصغاء آن سبب آزادی و آسودگی و راحت و علوّ و سموّ کلّ است از برای ايران قانون و اصولی لازم و واجب ولکن شايسته آنکه حسب الاراده حضرت سلطان ايّده اللّه و حضرات علمای اعلام و امرای عظام واقع شود بايد باطّلاع ايشان مقرّی معيّن گردد و حضرات در آن مقرّ جمع شوند و بحبل مشورت تمسّک نمايند و آنچه را سبب و علّت امنيّت و نعمت و ثروت و اطمينان عباد است معيّن فرمايند و اجرا دارند چه اگر بغير اين ترتيب واقع شود علّت اختلاف و ضوضاء گردد در اصول احکام که از قبل در کتاب اقدس و ساير الواح نازل امور راجع به سلاطين و رؤسای عادل و امنای بيت عدل شده و منصفين و متبصّرين بعد از تفکّر اشراق نيّر عدل را بعين ظاهر و باطن در آنچه ذکر شده مشاهده نمايند حال آنچه در لندره امّت انگريز به آن متمسّک خوب بنظر ميايد چه که بنور سلطنت و مشورت امّت هر دو مزيّن است در اصول و قوانين بابی در قصاص که سبب صيانت و حفظ عباد است مذکور و لکن خوف از آن ناس را در ظاهر از اعمال شنيعه نالايقه منع مينمايد امّا امری که در ظاهر و باطن سبب حفظ و منع است خشية اللّه بوده و هست اوست حارس حقيقی و حافظ معنوی بايد به آنچه سبب ظهور اين موهبت کبری است تمسّک جست و تشبّت نمود طُوْبَی لِمَنْ سَمِعَ مَا نَطَقَ بِهِ قَلَمِيَ الأَعْلَی وَ عَمِلَ بِمَا أُمِرَ بِهِ مِنْ لَدُنْ آمِرٍ قَدِيمٍ

يا حزب اللّه وصايای دوست يکتا را بگوش جان بشنويد کلمه الهی بمثابه نهالست مقرّ و مستقرّش افئده عباد بايد آنرا بکوثر حکمت و بيان تربيت نمائيد تا اصلش ثابت گردد و فرعش از افلاک بگذرد ای اهل عالم فضل اين ظهور اعظم آنکه آنچه سبب اختلاف و فساد و نفاق است از کتاب محو نموديم و آنچه علّت الفت و اتّحاد و اتّفاقست ثبت فرموديم نعيما للعاملين مکرّر وصيّت نموده و مينمائيم دوستان را که از آنچه رائحه فساد استشمام ميشود اجتناب نمايند بل فرار اختيار کنند عالم منقلب است و افکار عباد مختلف نَسْئَلُ اللّهَ أَنْ يُزَيِّنَهُم بِنُورِ عَدْلِهِ وَ يُعَرِّفَهُم مَا يَنْفَعُهُم فِی کُلِّ الأَحْوَالِ إِنَّهُ هُوَ الغَنِيُ المُتَعَالِ از قبل به اين کلمه عليا نطق نموديم نفوسی که به اين مظلوم منسوبند بايد در مواقع بخشش و عطا ابر بارنده باشند و در اخذ نفس امّاره شعله فروزنده سبحان اللّه اين ايّام ظاهر شده آنچه که سبب حيرت است از قراری که شنيده شد نفسی وارد مقرّ سلطنت ايران گشت و جمعی بزرگان را به ارادة خود مسخّر نمود فی الحقيقه اين مقام مقام نوحه و ندبه است آيا چه شده که مظاهر عزّت کبری ذلّت عظمی از برای خود پسنديدند استقامت چه شد عزّت نفس کجا رفت لا زال آفتاب بزرگی و دانائی از افق سماء ايران طالع و مشرق حال بمقامی تنزّل نموده که بعضی از رجال خود را ملعب جاهلين نموده‌اند و شخص مذکور درباره اين حزب در جرائد مصر و دائرة المعارف بيروت ذکر نموده آنچه را که سبب تحيّر صاحبان آگاهی و دانش گشت و بعد بباريس توجّه نمود و جريده باسم عروة الوثقی طبع کرد و باطراف عالم فرستاد و بسجن عکّا هم ارسال داشت و به اين سبب اظهار محبّت نمود و مقصودش تدارک مافات بوده باری اين مظلوم درباره او صمت اختيار کرد از حق می‌طلبيم او را حفظ نمايد و بنور عدل و انصاف منوّر دارد له ان يقول:

إِلَهِی إِلَهِی تَرَانِی قَائِمًا لَدَی بَابِ عَفْوِکَ وَ عَطَائِکَ وَ نَاظِرًا إِلَی آفَاقِ مَوَاهِبَکَ وَ أَلطَافِکَ أَسْئَلُکَ بِنِدَائِکَ الأَحْلَی وَ صَرِيرِ قَلَمِکَ يَا مَوْلَی الوَرَی أَنْ تُوَفِّقَ عِبَادَکَ عَلَی مَا يَنْبَغِی لِأَيَّامِکَ وَ يَلِيْقُ لِظُهُورِکَ وَ سُلْطَانِکَ إِنَّکَ أَنْتَ المُقْتَدِرُ عَلَی مَا تَشَاءُ يَشْهَدُ بِقُوَّتِکَ وَ اقْتِدَارِکَ وَ عَظَمَتِکَ وَ عَطَائِکَ مَنْ فِی السَّمَوَاتِ وَ الأَرَضِينَ أَلْحَمْدُ لَکَ يَا إِلَهَ العَالَمِينَ وَ مَحْبُوبَ أَفْئِدَةِ العَارِفِينَ تَرَی يَا إِلَهِی کَيْنُونَةَ الفَقْرِ أَرَادَتْ بَحْرَ غَنَائِکَ وَ حَقِيْقَةَ العِصْيَانِ فُرَاتَ مَغْفِرَتِکَ وَ عَطَائِکَ قَدِّرْ يَا إِلَهِی مَا يَنْبَغِی لِعَظَمَتِکَ وَ يَلِيْقُ لِسَمَاءِ فَضْلِکَ إِنَّکَ أَنْتَ الفَضَّالُ الفَيَّاضُ الآمِرُ الحَکِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ القَوِيُّ الغَالِبُ القَدِيرُ

يا حزب اللّه اليوم بايد انظار کلّ به افق کلمه مبارکه يفعل ما يشاء وحده متوجّه باشد چه اگر احدی باين مقام فائز گردد او بنور توحيد حقيقی فائز و منوّر و من دون آن در کتاب الهی از اصحاب ظنون و اوهام مذکور و مرقوم بشنويد ندای مظلوم را و مراتب را حفظ نمائيد اين فقره بر کلّ لازم و واجب است مظلوم در جميع ايّام من غير ستر و حجاب امام وجوه اهل عالم نطق فرمود آنچه را که مفتاح است از برای ابواب علوم و فنون و دانش و آسايش و ثروت و غنا ظلم ظالمين قلم اعلی را از صرير باز نداشت و شبهات مريبين و مفسدين او را از اظهار کلمه عليا منع ننمود از حق در جميع احوال سائل و آملم که اهل بها را از ظنون و اوهام حزب قبل حفظ فرمايد و مقدّس دارد يا حزب اللّه علمای راشدين که بهدايت عباد مشغولند و از وساوس نفس امّاره مصون و محفوظ ايشان از انجم سماء عرفان نزد مقصود عالميان محسوب احترام ايشان لازم ايشانند عيون جاريه و انجم مضيئه و اثمار سدره مبارکه و آثار قدرت الهيّه و بحور حکمت صمدانيّه طُوْبَی لِمَنْ تَمَسَّکَ بِهِمْ إِنَّهُ مِنَ الفَائِزِينَ فِی کِتَابِ اللّهِ رَبِّ العَرْشِ العَظِيمِ البَهَآءُ مِنْ لَدَی اللّهِ رَبِّ العَرْشِ وَ الثَّرَی عَلَيْکُم يَا أَهْلَ البَهَآءِ وَ أَصْحَابَ السَّفِيْنَةِ الحَمْرَآءِ وَ عَلَی الَّذِينَ سَمِعُوا نَدَائَکُم الأَحْلَی وَ عَمِلُوا بِمَا أُمِرُوا بِهِ فِی هَذَا اللَّوحِ العَزِيزِ البَدِيعِ

OV